مدح امام زمان (عج)
29 تیر 1393 توسط زاد اکبری مقدم
ککمان هم نگزيده که نيامد دلبر, گر پيامي بفرستد همگي اشغاليم
ريسه بستيم به شهري که ندارد ياري, چه توان کرد که از دم همگي اغفاليم
من به مجنون شدن حال خودم مشکوکم, عشق يعني جکر صبر فقط مي ناليم
سنگ فرش قدم يار شدن کافي نيست, سنگ نوخاله شديم چون اثر غرباليم
همتي نيست که صد تا بشود سيصد تا, اسمان هست ولي ما چقدر بي باليم
عشق ارباب پي منتقمش بر خيزيد, قائمي امده ناز قدمش بر خيزيد….
شاعر :خانم نجمه پورملكي